ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
133
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
انطاكيه سر درآوردند و او را بكشند . اما پس از انجام اين كار ، وقتى نزديك خيمهء او رسيدند ، پسرى ارمنى نزد او رفت و ازو امان خواست و او را از توطئهاى كه بر ضد وى شده بود آگاه كرد . فرمانرواى انطاكيه نيز به مجرد اطلاع از خطرى كه در راه وى بود طريق احتياط پيش گرفت و از مهلكه جان بدر برد . و در جنگ با اهالى قلعه كوشش بيشترى به كار برد تا اينكه با قهر و غضب قلعه را تصرف كرد و دو هزار تن از مردان قلعه را كشت و باقى را اسير و گرفتار كرد . پس از آن به سوى قلعهء زردنا روانه شد و آنجا را محاصره كرد و گشود و با مردم اين قلعه نيز همان رفتارى را كرد كه با مردم قلعهء اثارب كرده بود . مردم شهر منبج نيز همين كه اين خبر را شنيدند از ترس فرنگيان شهر خود را ترك گفتند . مردم شهر بالس هم همين كار را كردند . لذا وقتى فرنگيان به اين دو شهر رسيدند و آنها را بازديد كردند چون هيچكس را درين دو شهر نيافتند ، از آنها صرف نظر كردند و بازگشتند . قشونى از فرنگيان نيز به سوى شهر صيدا عزيمت كرد . مردم شهر از آنان امان خواستند . به آنان امان دادند . و آنان نيز شهر را تسليم كردند . بر اثر پيشرفت فرنگيان ترس و وحشت مسلمانان رو به فزونى گذارد و قلبها در سينهها به طپش درآمد . مسلمانان يقين كردند كه فرنگيان به ساير شهرهاى شام هم دست خواهند يافت زيرا كسى نيست كه از آنان جلوگيرى كند يا از شام